تبليغاتX
مهر ایران
يك هفته از كودتا شوم دولت مي گذرد ، همچنان تمامي راه ها به وزارت كشور بسته است و مردم خشمگين اين مرز و بوم ندا مرگ بر ديكتاتور سر مي دهند و جوانان جان بر كف با خون خويش اين خاك آغشته به ظلم را مي شويند بدان اميد كه بار ديگر آزادي به اين خاك باز گردد. هنوز هم سران حكومتي حيران و سرگشته همچين جنبش خود جوش مردمي اند و در راديو تلويزيون خويش با تمام وجود سعي مي كنند اين حركت را غير مردمي جلوه دهند و  از سو ديگر مردم آزاده اي را كه براي داشتن حداقل هاي حق مدني خويش قيام كرده اند با جواب هاي واهي و نادرست به آرامش بكشانند.

درباورهر ايراني جاي دارد كه نيكي بر بدي پيروز است و ستمگر روزي به نابودي كشيده خواهد شد. اگر اين حركت مردمي را هم حكومتي ها بتوانند با سركوب شديد و كشت و كشتار به خاموشي فرو برند ديري نخواهد پايد كه اين آتش سر به خاكستر نهاده سوزان تر سر به شلعه خواهد كشيد و اين ستم و زورگويي را به نابودي خواهد كشاند.

كساني كه امروز به لباس شخصي ها و مزدوران خويش دستور حمله به دانشجويان و مردم آزادي خواه را مي دهند در ترس به سر ببرند كه روزي براي اين اعمال اهريمني خويش در دادگاه مردم و خدا بايد جواب گو بوده و كيفر خويش را خواهند ديد. و انهاي كه به دستور حاكمان برادران و خواهران خويش را مي كوبند و مي كشند بدانند تنها عروسك هاي خيمه شبازيند در دست حاكمان.

از ياد نبريم بهترين و برترين سلاح در برابر اين دژخيمان اهريمن صفت ، اگاهي و دانش است. چرا كه دروغ و ناراستي تنها در سايه نا آگهي و بي خردي مي تواند زندگي كند.امروز وظيفه هر ايراني است كه با آگاه شدن و آگاه كردن گامي در جهت پيروزي نيكي بر دارد. بيايد تعصبات خشك مذهبي را كنار بگذاريد و كمي بر آنچه باورتان شده انديشه كنيد و به دور از ترس آنچه را كه نيك و با انديشه سازگار است برگزينيد بدانيم كه خدا پشتيبان همه نيكي ها ست و هيچگاه نمي خواهد كساني به نام او به ديگران ستم كنند و انديشه اي را نابود ! خداوند هيچگاه براي هدايت مخلوق اش دست به زور نبرده است چرا كه او قادر ترين قادر هاست پس اگر مي خواست دست به زور ببرد مي توانست هر كسي را كه مي خواهد از روي زمين بر دارد. پس چگونه به بنده اي انسان نما اجازه مي دهد براي هدايت انسان ها ،دست به زور ببرد و جان انها را بستاند . بدانيد كه تمامي حاكمان موجود براي حفظ قدرت خويش ،خدا را بازيچه خويش قرار داده اند و انها نه تنها نماينده خدا نيستند بلكه در جهات اهريمني قدم بر مي دارند. هر آنچه مخالف انديشه نيك و سرشت نيك آدمي باشد نمي تواند از خدا باشد.انسان بي خرد همواره در درد و رنج زندگي خواهد كرد چرا كه همواره گول ناراستان را خواهد خورد. به اميد آزادي ايران!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 12:57  توسط مهر  | 

ديروز آشنايي مي گفت مردم فلسطين ! آهاي مردم فلسطين را كشتند ! نگاهي بر چهره اش انداختم دلم به حال خرابش سوخت گرچه سالم بود اما به نظر مي رسيد مغزاش را از دست داده است.باد در گلو كرده و براي دشمنش دارد جانفشاني مي كند. چرا فرياد نمي زني در روستاي دور افتاده در استان كردستان خودمان بچه هاي كوچك از داشتن آب لوله كشي برق گاز و غيره محرومند. چرا فرياد نمي زني دخترك چهارده ساله  باهوشي براي گذران زندگي بايد چوپاني كند و درس را فراموش كند كسي كه شايد بتواند راهكاري جديد در علم نوين ارائه دهد اگر به تحصيل به پردازد و مايه سرافرازي ايراني و ايرانيت شود.چرا  فرياد نمي زني روزنامه نگاري بيگناه را به زندان افكندند ،شكنجه كردند و كشتند! چرا فرياد نمي زني براي چه حق و حقوق كودكان ايراني را به لبنان و فلسطين مي فرستيد؟ مگر كودكان ما انسان نيستند ! و هزاران هزار فرياد ديگر.....

بيچاره آنقدر از خود بيگانه شده است كه هم وطنان خويش را فراموش كرده و سنگ دشمنش را به سينه مي كوبد. و آنگاه شعار برادر دوستي هم سر مي دهد. چه برادري آنكه تو را در قلب خويش حتي دوست نيز نمي داند وگر فرصتي يابد خنجر از پشت مي زند؟ بعد حمله اعراب به ايران هر حكومتي كه در ايران تشكيل شد براي اين بود كه ايران از چنگال اعراب خارج سازد . حكومت هاي بسياري آمدند و رفتند اما حتي وطن فروش ترين انها يعني قاجار هم نتوانست به اندازه اين حكومت به ايران وايرانيت خيانت كند. اگر قاجاري ها خاك اين مملكت را بخشيدند اين هاضحاكان ماردوشي اند كه مغز جوانان ما را خشكاندند. كويري كه ويراني عظيمي را به دنبال خواهد داشت. به كجا چنين شتابان ،نمي دانم!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 0:8  توسط مهر  | 

رييس برگزيده جمهوري اسلامي  در سازمان ملل بار ديگر مهرورزي خود را به رخ جهانيان كشيد تا همه منتقدان ايشان معنا مهرورزي را بار ديگر بفهمند. ايشان به عنوان نماينده ايران در مجمع جهاني حاضر شدند و همه مشكلات جهان و مردم فلسطين را بيان كردند و براي اثبات خيرخواهي خويش مردم جهان و دولت هاي برگزيده آنها را به راه جمهوري اسلامي هدايت كردند. اين كوچك انديش ،ضمن بيان انديشه هاي والا خويش بار ديگر سنگ مردم فلسطين را به سينه زد،و ايران را فداي آن ملت كردند. ايشان در سازماني كه يكي از اهدافش صلح جهاني است حضور يافتند و از نابودي دو ملت صحبت كردند تا همگان به اين ننگ كه ايرانيان اولين قومي بودند كه  منشور حقوق بشر را رعايت كردند ،شك كنند .به راستي كه خوب است در سايه حكومت خدا و امام زمان از آن بالا به اين منجلاب لجن فرو رفته ايم كه خواهان نابودي دو ملت هستيم. چه افتخاري! بايد به آن باليد و به اين زنجيري از رنجيز رها شده مدال عدل گستري و مهرورزي را اهدا نمود.

شايد بهتر باشد ديگر نيانديشيم چرا كه تمامي مردم جهان بي عقل فرض مي شوند وقتي مي توان بالا تريبوني رفت  كه صدايت را تمام جهان مي شنود و مشكلات كشور خود را در كشورهاي ديگر جست و آنها را محاكمه كرد و براي آنها راهكار ارائه داد و بعد گفت در كشور من هيچ مشكلي وجود ندارد و همه مردم حكومت ما در رفاه كامل به سر مي برند فقط نان شب ندارند ،كه اين هم جز كالاها اساسي يك خانواده به حساب نمي آيد و خوشبختانه زير سقفي شب را به صبح مي رسانند كه خدا براي تمام جهانيان آفريده و نيازي به ايزوگام ولامپ از اين جور قرتي بازي ها ندارد. و انهاي كه بدبختند و ندار زير سقف ها دست ساخت بشر زيست مي كنند كه مخلفات زيادي دارد و نمي توان همه انها را به زبان جاري ساخت كه خوشبختانه تعداد اين افراد فقير و مفلس دركشورمان رو به نابودي و در اينده اي نه چندان دور در برنامه بيست ساله مان سعي بر اين داريم كه تمامي اين سقف ها را منحصر به حكومتي ها كنيم چرا كه ما بايد خود فقيرانه زيست كنيم تا بتوانيم به امت و ملت مان خدمت روا داريم.و از انجايي كه چاقي يك درد ناجوري است به لطف حكومت ما، در كشورمان اكثر مردمان داري استخواني بيش نيستند و باز ما حكومتي ها بيچاره درد چاقي را با قيمت جان خريده ايم تا مردمان آسوده زير سايه اين حكومت الهي زيست كنند.تمامي اين تجملاتي كه شما جهانيان فكر مي كنيد ما براي رفاه خود دور خويش جمع كرده ايم به انچه خود در ذهن قبول داريم قسم كه اينها براي اين است مردم دچار انحراف نشوند و باز ما تمامي آن امكانات رفاهي را از ملت مان گرفته ايم كه انها حتي از ما به خدا نزديك تر باشند  و ما كمي عقب تر باشيم كه جاي ملتمان را نزد خدا پر نكرده باشيم. ما براي اينكه حسن نيت خويش را براي امت بزرگوار و تن پرور  اعراب اثبات كرده باشيم نام فارسي خليج فارسي كه هيچ سهل است حتي جزاير جنوبي خويش  را پيش كش آن دشمن بزرگوار خويش كرده تا همه بدانند ما چه دشمن دوستان بزرگي هستيم. و حتي باز براي اثبات دوستي خويش حاضريم چاه هاي نفت و گاز خود را پيش پيش بفروشيم تا در موقع گراني خريداران محترم بتوانند سود لازم و كافي را ببرند.ما حتي حاضزيم از آب و برق و گار ملت خودمان بزنيم و به كشور هاي همسايه كه زماني دشمنان ما بودند كمك كنيم و هزاران دليل  منطقي ديگر كه هزاران كار واژگونه ما را توجيه مي كند. حالا باز بگويد ما منتخب مردمان نيستيم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 17:37  توسط مهر  | 

ديروز دوباره رئيس جمهور كشور مصاحبه خبري داشت من واقعا اندر خم يك كوچه مانده ام كه چگونه ملتي با اين پشتوانه فرهنگي مي تواند اينقدر احمق باشند كه خم به ابروي خويش نياورند و رئيس جمهورش هر چرند و پرندي كه مي خواهد بر زبان خويش جاري سازد و شصد الي هفتاد ميليون نفر بدون هيچ اعتراضي به آن گوش دهند و سر سري از آن بگذرند البته نا گفته نماند كه عده اي هم زبان به اعتراض مي گشايند و سرنگون مي شوند.اين را هم بايد گفت كه سران حكومتي ما هم خيلي پرو تشريف دارند كه جلو آن همه خبرنگار هر چيزي كه مي خواهد بر زبان مي رانند و واقعيت ها را به راحتي انكار مي كنند.  

دولت مهرورز فقير پرور ما كه چندي است كارمندان خويش را مورد مهر و لطف بي كران خويش قرار داده و كوپن ويژه رمضان به انها به عنوان سبد كالا اهدا كرده است تا كارمندان فلك زده در صفي جمع آيد و از سر و كول  هم بالا روند و زبانشان را به فحش بيارايند تا فراموش نكند دوران جنگ و نداري كشور را،همچنين يكي از دستاوردهاي فرهنگي اين انقلاب را به رخ جهانيان بكشانند.

اگرچه هر انسان عاقلي كه در جامعه كنوني ايران بنگرد خواهد فهميد اين ملت و مردم لايق همچنين حكومتي هم هستند ،خلايق هرچه لايق، ملتي كه ياد گرفته اند سر هم كلاه بگذارند( البته فراموش نشود اين هم كم و بيش از دستاوردهاي درخشان اين نظام مقدس و الهي است) و به يكديگر دروغ بگويندو چاپلوسي كنند همچين سيستم مملكت داري خر تو خري را هم مي طلبند چرا كه در يك نظام قانونمند آزاد  ديگر از اين خبرها نيست.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 15:56  توسط مهر  | 

نمردیم و معنی عدالت اجتماعی را هم فهمیدیم! نمردیم و معنی نفت را سر سفره مردم آوردن را فهمیدیم ،نفت به صورت بنزین آمد سر سفره مردم و شد مثل نان شبشان یک مسئله مهم! نمردیم و معنی رشد اقتصادی را فهمیدیم! نمردیم و معنی ماشین لوکس و آدم پولدار رو هم فهمیدیم! نمردیم و در این دولت معنی خیلی چیزها از جمله آزادی رو هم فهمیدیم! معنی تورم تک رقمی رو هم فهمیدیم و فهمیدیم که چه بده اگه تورم تک رقمی ادامه پیدا کنه دیگه با حقوق سر ماهت نمی تونی روزی یک نان هم بخوری و دعا کنی به جون همون تورم دو رقمی !جدی این دولت یک نعمتی واسه خودشه معنی خیلی چیزها رو برای خیلی ها روشن کرد! چرت خیلی ها که هشت سال در خواب خوش فرو رفته بودند و امید بسته بود همه چی کم کم درست بشه و دوباره زندگی زندگی بشه! پاره کرد. من که هنوز در شوک این همه معنی متضاد با انچه از کودکی تا کنون اموخته ام ،مانده ام. گمان برم تمام آن کسانی که به من آموختند ،باید به این دولت بگویند" تو بگو چرا ما سخن گفتیم ، غلط بود هر آنچه ما گفتیم"

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 18:22  توسط مهر  | 

ای ایران،ای سرزمین همیشه سبز اهورایی روزگاری تو  می توانستی بر ارتش کشورت ببالی و آسوده باشی که گر بیگانگان  برفرزندان تو رشک برند  ،آن ارتش جان بر کف با عقل و اندیشه و نیرو در برابر آنها خواهند ایستاد.  اما روزگار ی است که آن ارتش دیگر ارتشی ملی نیست  ارتشی است که در برابر فریاد آزادی خواهی فرزندانت قد برافراشته و می ایستد  تا از اندیشه و قدرت ضحاکان زمانه دفاع کنند.ارتشی که فرزندانت با دیدن آنها دیگر احساس امنیت و آرامش نمی کنند بلکه ترس و وحشت تمام وجودشان را در بر می گیرد.این ضحاکان  برای حفظ قدرت خویش ارتش و نیروی نظامی را تربیت کرده اند که یا از قومی بیگانه اند  یا اندیشه آنها آلوده به اندیشه ضحاکان است آنها  را آنچنان شیفته  اندیشه اهریمنی بار آورده اند که نمی تواند بیاندیشند و خوب را از بد تشخیص دهدند. آنها پاسدار کشور و مردمان ایران زمین نیستند آنها پاسدارو نگهبان قدرت و اندیشه اهریمنی ضحاکان حاکمند. شاید هم  این بی خردان از تاریخ درس گرفته اند آنهاآموختند از تاریخ که اگر ارتش  پرافتخار ایران در رژیم پهلوی به جای گشودن تیر بر روی مردم ،با آن همگام شدند، اگر در برابر خواست آزادی فرزندانت در آن زمان ارتش  و نیروی نظامی کشور ایستادگی نکرد به این دلیل بود که حاکمان آن زمان اگر چه مستبد بودند اما میهن پرست بودند و به ارتش آموخته بودند آنچه آنان باید از آن حفاظت کنند خاک میهن است و مردمانش . آن رژیم ارتشی ساخت برای حفظ ایران و ایرانیت به این دلیل آن ارتش در برابرفریاد آزادی خواهانه مردم این مرز و بوم ایستادگی نکرد و آتش بر رویشان نگشود.اما ضحاکان حاکم امروز نظامیانی را پروراندند که تنها به پاسداری از عقاید کژ این دژخیمان بپردازند و برای حفظ این عقیده حتی حاضرند هم وطنان خود را که از یک خاک زاده شده اند بکشند و دستشان را آلوده به خون خواهران و برادران خود کنند.  این ارتش نمی تواند افتخارآفرین باشد این ارتش نیست بلکه گروهی سازمان یافته از بی خردان زمان است که برای حفظ یک سری ارزش ها غیر انسانی خود را فدا می کنند .فدا کردن فقط گذشتن از جان نیست ،آنها انسانیت و شخصیت خود را فدا اندیشه کژ حکمرانان زمانه کرده اند.مردن بر سر اندیشه از افتخارات انسان های آزاده است  اما  کشتن برای حفظ اندیشه  غیر انسانی ترین کار ممکن است اینها بر سر اندیشه خویش جان نمی دهند بلکه چون منطقی برای دفاع از اندیشه ها خود نمی یابند دست به کشتن می زنند و نتیجه کشتن شروع جنگ و مردن است .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 14:39  توسط مهر  | 

شعری از زنده یاد فریدون مشیری شاعر توانا معاصر ایرانی

اگر اینجا رهایم یا اسیرم

من از این سرزمین دل برنگیرم

که ایرانی تبارم،آریایی

زپاکان اهورایی خدایی

زبانم پارسی،احساس شرقی ست

به غیر از مهر در آیین من نیست

سفر را دوست دارم،کوچ را نه

جدا؟هرگز نه!از ایران جدا؟نه!

رگ و خون من از این آب و خاک است

گر اکنون پشت بر خاکم چه باک است

شکستم سوی پیروزی کشاند

مرا روزی به پیروزی رساند

من از این سرزمین دل برنگیرم

که می خواهم که در ایران بمیرم

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:47  توسط مهر  | 

چند روزی است که باز تلویزیون آب وهوای ملیت به سرش زده است و از ایران می گوید.شرکت در دور دوم برای حفظ خاک ایران! آنانی که در اول انقلاب از وحدت دینی دم می زدند اکنون به این نتیجه رسیده اند که آنچه مردم ایران را در کنار هم قرار داده و هزاران سال هیچ دشمنی تاب ایستادگی در برابر مردم این سرزمین را نداشته ،ایران است. آنان اکنون خوب می دانند آنچه باعث شد در هشت سال جنگ جوانان این مرز و بوم در برابر دشمن عرب خود بجنگد ،و جان بر کف لباس خونین بر تن کنند عقیده دینی نبود بلکه حفظ خاک وطنشان ایران بود. انگیزه حفظ خاک ایران همه را جدا از عقیده مذهبی و قومی در کنار هم قرار داد تا ذره ای از خاک ایران به دست دشمن نیفتاد.اگر صحبت از دین بود که مردمان تازی از ما ایرانیان مسلمان تربودند،اگر صحبت از دین بود چه دلیلی داشت در این جنگ سنی،زرتشتی و مسیحی و کلیمی همراه شیعیان بر دشمنان بتازند.نه!این تنها رویای دست نیافتنی برای حکومتی بود که تصور می کرد می تواند عقیده دینی و مذهبی مردم را جایگزین فرهنگ و ملیت شان کند.این مردم ایرانیند و برای حفظ ایران جان می دهند! عقیده اشخاص تغییر می کند اما ملیت اشخاص را نمی توان تغییر داد شاید بتوان به صورت ظاهری تابعیت کشور دیگری را گرفت اما هر کجا دنیا که باشند،ملیت اشان مربوط به کشوری است که از خاک آن زاده شده اند.اگر این واقعیت که تنها چیزی که مردمان این مرزو بوم را کنار هم قرار داده ایران است ،پذیرفته می شد ،تمام ایرانیان جدا از عقیده و قومشان شهروند درجه یک به حساب می آمدند،و بسیاری از نیروها کارآمد این مرزو بوم به بهانه داشتن عقیده متفاوت با سردمداران کنار گذاشته نمی شدند،و قدمی در جهت پیشرفت کشور برداشته می شد.و کاش می دانستند انتخاباتی آزاد است که هرایرانی با هر عقیده ای بتواندنامزد انتخاباتی شود . تنها با رای مردم به مجلس برود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 18:39  توسط مهر  | 

باز بوی بهار آمد و با خود پیام زایش طبیعت را به همراه آورد و آمدن سال نو را نوید داد. آمدن هر بهار،جشنی دیرنه را با خود می آورد و این  اندیشه را ذهن می گستراند که نیاکان ما چه درست اندیشیده اند و چه نیک رفتار کرده اند. زایش سال نو همراه با زایش طبیعت است. می توان گفت زایش مکان و زمان با یکدیگر. نوروز جشنی کهن که ریشه در فرهنگ کهن این مرز و بوم دارد و زایده بینش و دانش بالا نیاکانمان در سال هایی است که هنوز نخستین تمدن های بشری در حال شکل گرفتن بودن و بسیاری از کشور های که امروزه قطب علم و دانش جهان به شمار می روند متولد نگشته بودند و مردمان بومی آن سرزمین شاید فرهنگ انسان خواری را داشتند. هرگاه به گاه شماری خورشیدی نگاهی می کنم ،شگفت زده در فکر فرو می روم که  چه دانشی از ستاره شناسی  در آن زمان داشته ایم!به راستی چه بر سر این فرهنگ و دانش آمد که از بالا به پایین ترین نقطه کشیده شده ایم؟ در حالی که بسیاری از فرزندان این مرز و بوم ،در کشور های بیگانه در راس تولید علم قرار دارند! شاید من نمی توانم آن ها را درک کنم که این حرف را می زنم اما شک ندارم گر همه ی ما به این جمله فردوسی که می گوید "چو ایران نباشد تن من مباد" باور قلبی داشتیم هنوز هم ایران، حرف اول را برای زدن داشت.  
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 14:48  توسط مهر  | 

ای ایران،ای سرزمین جاودان، ای که کوهایت نشان از عظمت وپایداریت دارد،ای که دشت سرسبزت نشان از سخاوت و زندگی بخشایید ،کویر خشک و سوزانت دل ستم کشیده تو را به رخ می کشاند.می دانم،می دانم که امروز تنهای، دژخیمان ناپاکت،جوانان پاک تو را نشانه گرفته اند،شکوفه های تو را به نابودی کشانده اند، تو به چشم خویش بیش از این،ز ضحاکان زمانه نامردمی ها دیده ای، بیش از این بر تو رشک ورزیده اند و کینه ورزی کرده اند،اما تو همچنان پا پرجا بوده ای و خواهی بود،تو جاودان سرزمین اهورایی هستی،تو زادگاه نیک اندیشان عالمی.گرچه تیشه برداشتگان، پرورده دشمنان دیرنت تیشه به ریشه تو می زنند اما ای درخت سترگ ،بیم به خود راه مده،کس را یارای آن نیست ریشه هزاران ساله تو را که در خاک تمدن بشریت تندیده شده از بین ببرد.هرگاه بر این سرزمین سایه شوم کژاندیشان سنگینی انداخته است،خورشید نیک اندیشی آن را روشن ساخته است. بار دگر باران دانش بر این سرزمین خواهد بارید و شکوفه های نیک اندیشی بار دگر خواهد رست و روشنایی دانش ،سیاهی نادانی را از بین خواهد برد.تو مادر مردان و زنان بزرگی بوده ای ،بار دگر مردان وزنان بزرگ از این سرزمین برخواهند خواست،خار چشم دشمنان تو خواهند شد و تو را از بند خواهند رهانید.تو در سرگذشت پر فراز و نشیب خویش کاوه ها بسیاری داشته ای، پس دیری نخواهد پایید که کاوه هان دیگری پا بر سرنوشت تو نهدند... باشد که هریک از ما خود کاوه زمانه خویش باشیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 16:40  توسط مهر  |